اشتراک گذاری

برای زین أب

ارسال نظر

سمیه اسلامی

شهید کاظمی

قیمت :
70,000تومان
موضوع اصلی فرهنگ و هنر پایداری/مقاومت
موضوع فرعی بیداری اسلامی/مقاومت/مدافعان
نوبت چاپ 5
سال انتشار 1400
شابک 9786226609357
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات 390 صفحه
وزن کتاب 437 گرم

خاطرات زندگی شهید مدافع حرم، محمد بلباسی، از کودکی تا شهادت

 در منطقۀ خان‌طومان سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری داعش به‌همراه دیگر هم‌رزمانش به درجۀ رفیع شهادت نایل شد و پیکر مطهرش هنوز به وطن بازنگشته است‌. محسن بهاری رزمندۀ مدافع حرم که در حماسۀ خان‌طومان حضور داشت، نحوۀ شهادت شهید بلباسی را این‌گونه روایت می‌کند: شهید کابلی با اصابت خمپاره به شهادت رسید. شهید بلباسی که در مناطق عملیاتی راهیان نور همیشه با او بود، رفت که شهید کابلی را بیاورد، شهید بریری هم برای کمک به بلباسی رفت تا در میان تیر و ترکش تنها نباشد. وقتی پیکر کابلی را روی ماشین گذاشتند، با قناسه هر دو را از پشت زدند.

در قسمتی از وصیت‌نامۀ شهید نسبت به فرزندان آمده که: آخرت خود را به دنیای فانی نفروشید،کمک به مستمندان و محرومان را فراموش نکنید، در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حضور فعال داشته باشید، گوش‌به‌فرمان ولی فقیه زمان خود باشید، ادامه‌دهندۀ راه شهدا باشید. این شهید بزرگ شدن سه فرزند خود را دید، اما فرزند چهارم، زینب، بعد از شهادتش دیده به جهان گشود.

گزیدۀ کتاب

بعضی شب‌ها در حیاطِ روبه‌روی حرم می‌نشستیم و باهم درس‌های کلاس اخلاق را مباحثه می‌کردیم. به من می‌گفت: «از امام چیزهای دنیایی نخواه! کم هم نخواه! بگو آقاجان، معرفت خودِت رو به من بده» ! آن‌قدر دوستش داشتم که هرچه می‌گفت برایم حجت بود. چشمانم را بستم و همین‌ها را تکرار کردم. یک‌دفعه یاد چیزی افتادم و گفتم: «راستی محمد! همه از اینجا برای خودشون کفن خریدن. ما هم بگیریم و بیاریم حرم برای طواف!» طفره رفت و گفت: «ای بابا! بالاخره وقتی مُردیم، یه کفن پیدا می‌شه ما رو بذارن توش» .اصرار کردم که این کار را بکنیم. غمی روی صورتش نشست. چشمانش را از من گرفت و به حرم دوخت. گفت: «دو تا کفن ببریم، پیش یه بی‌کفن؟»

 

جهت مشاهده و تهیه دیگر آثار نویسنده کلیک کنید